مراسم عروسی در قزوین
۲۲
تیر

مراسم عروسی در قزوین

مراسم عروسی در قزوین

مراسم عروسی در قزوین : ازدواج و برگزاری مراسم عروسی از جمله;رویدادهایی است که برای هر کسی;مهم و خاطره انگیز است به خصوص این که با اداب و رسوم;خاص و سنت های محلی;همراه باشد.

مراسم عروسی در قزوین :

در این مقاله با آیین های عروسی در شهر قزوین بیشتر آشنا می شویم.

1-مراسم نامزدی :

بعد از انجام خواستگاری و;رضایت دو خانواده از این وصلت;مراسم نامزدی برگزار;می گردد. در این مراسم;از آشنایان و اقوام نزدیک;هر دو خانواده دعوت به عمل می;آمد. البته هر کدام;از میهمانان با دعوت;فردی به نام سرپایی به;مراسم می آمدند. سرپایی;برای این دعوت به در منزل هر کدام می رفت و با لهجه محلی از آنان دعوت می نمود.

در این روز خانواده پسر وسایل پذیرایی را به منزل دختر می بردند و از میهمانان پذیرایی می کردند. علاوه بر این ها در انتهای مراسم در مورد میزان باشلوق نیز مذاکرات صورت می گرفت. مقدار متوسط باشلوق عبارت بود از : ده تومن پول ، ده من تبریزی آرد ، یک چارک روغن ، دو چارک برنج ، نیم چارک قند و مقداری گوشت و نخود.

بعد از تعیین میزان باشلوق قرارنامه ای تنظیم و برخی از حاضرین آن را امضاء می کردند.

2-خرید وسایل عروس و داماد :

نامزدی معمولا بین ده تا دوازده ماه به طول می انجامید. بعد از آن و چندین روز قبل از برپایی مراسم عروسی خانواده داماد به خانواده عروس خبر می دادند که برای خرید عروسی آماده شوند. معمولا در این روز پدر و مادر عروس به همراه پدر و مادر و خواهر و عمه داماد به بازار می رفتند و دو دست لباس برای عروس خانم و یک دست لباس برای داماد و همینطور پارچه هایی برای خواهر و عمه داماد خریداری می گشت.

مراسم عروسی در قزوین
مراسم عروسی در قزوین

3-مراسم باشلوق بری :

در این مراسم ابتدا پدر داماد چند نفر از اقوام را به نهار دعوت می کرد و سپس تصمیم می گرفتند که چه کسانی را برای باشلوق بری انتخاب نمایند.بعد از آن دوباره سرپایی میرفت و آن ها را دعوت می نمود.

مطابق قرارنامه ای که تنظیم شده بود باشلوق ها اماده می شدند .در این بین نقاره زن ها وزرناچی ها به نوختن مشغول گشته ، وسایل تهیه شده توسط خانواده داماد یا همان باشلوق درون سینی های تزیین شده قرار داده می شد و زن ها آن ها را بر روی سرشان می گرفتند و پشت سر مردان و نوازندگان به سمت منزل دختر حرکت می کردند.بعد از تحویل باشلوق خانواده داماد قرارنامه ی امضاء شده را می گرفت و باطل می کرد.

آداب ازدواج در قزوین
آداب ازدواج در قزوین

4-مراسم حنابندون و قدک بری :

مجددا کسانی که توسط سرپایی دعوت شده بودند به خانه داماد می روند و نهار می خورند و می روند. روز بعد باز دعوت شدگان در منزل داماد جمع می شدند می نواختند و می رقصیدند و جوانان به کشتی مشغول می شدند و به شادی می پرداختند و سپس به همه ناهار داده می شد.

اقوام و آشنایانی که در این مراسم شرکت می کردند هر کدام یک قواره پارچه به عنوان خلعتی به منزل داماد می بردند.

بعد از صرف ناهار و ساعت سه ظهر داماد را باتشریفات به حمام می بردند . در دو سمت داماد زومابرا یا برادر داماد قرار می گرفت . هم چنین در پشت سر داماد نیز فردی به نام بابا می ایستاد تا کسی نتواند کلاه بر سر داماد را بردارد. اگر کسی موفق می شد کلاه داماد را برباید داما باید به او ذیل پیچ ( پاپیچ ) ، بال پیچ ( دست بند ) و یا علق چین ( عرقچین ) می داد. بعد از درآمدن از حمام یک سینی محتوی کاسه حنا و دستمال قرمز مثلثی که درون ان کشمش و نقل بود از منزل عروس می آوردند تا داماد دستانش را حنا بگذارد. در این بین میهمانان به شادی و کف زدن می پردازند و نوازندگان می نوازند . بعد از انان روی دست های حنا گذاشته داماد را با پارچه قرمز می پوشانند تا فردا .

رسومات عروسی در قزوین
رسومات عروسی در قزوین

5-مراسم قبا پوشان داماد :

در این مراسم معمولا همان فردی که به او بابا می گفتند وظیفه پوشاندن لباس دامادی را بر تن داماد داشت. اما قبل از پوشاندن داماد اجازه داشت به هر کسی که می خواهد کاری را بگوید تا انجام دهد. داماد در این مراسم قبایش را نمی پوشید تا خواسته هایش اجرا شود. مثلا به یک نفر می گفت برقصد و به یک نفر می گفت بخواند و … میهمانان نیز موظف بودند هر کاری که داماد می گوید انجام دهند . وقتی داماد راضی می شد قبایش را بر تن می کرد و سر سفره عقد می نشست و خطبه خوانده می شد.

سپس در انتهای مراسم عروس را به منزل داماد می رسانند. همراه عروس زنی آیینه ای را در پیش روی عروس قرار می دهد و زنی دیگر شمعدان ها را در کنار آیینه نگه می داشت و همه به سمت خانه  حرکت می کردند.

وقتی عروس به درب خانه داماد می رسید داماد و برادرهایش از سر در خانه به سمت عروس سیب یا انار پرتاب می کردند و سپس در برابر عروس گوسفندی قربانی می شد.در نهایت عرو و داماد با ساز و طرب و رقص و اواز وارد حجله می شدند.